ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

201

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

كوچه‌هاى قزوين شباهت كاملى به كوچه‌هاى ايروان دارد . اين كوچه‌ها از ميان ديوارهاى گلى و بلندى كه باغ‌ها و خانه‌ها را در برمىگيرند ، مىگذرند . بالاى سردر كوتاه بعضى از خانه‌ها به‌طور يكنواخت و قراردادى مناظرى از اعتاب مقدسه ، از قبيل مشهد ، مكه ، كربلا را كه صاحب‌خانه به زيارت آن شهرها رفته است ، گچ‌برى كرده‌اند . تاق‌هاى بلند بيضى شكلى كه خوب كاشىكارى شده بود و پشت‌بام آن را گنبدهاى نيم‌كره مانندى مىپوشانيد محل آب انبارهايى بودند كه در آنها از فصل زمستان براى تابستان آب ذخيره مىكنند . براى استفاده از آب آنها بايد پله‌هاى زيادى را پايين رفت تا به شير آب رسيد . اكثر آب انبارها وقف هستند و زير سر در مثلثى شكل بنا اسم واقف نيكوكار آن ثبت شده است . راهنماى ما كه از اهالى قزوين و از كاركنان مهمانخانه بود ، مقابل مسجدى به نام مسجد جامع كه به وسيله‌ى هارون الرشيد احداث شده است ، توقف نمود و با گوشزد كردن خطرات و دردسرهايى كه ممكن بود ورود به آنجا براى ما ايجاد كند ، ما را براى تماشاى ساختمان آن مخير گذاشت . ما بعد از گذشتن از زير زنجيرى كه به پهناى در آويزان بود ، وارد حياط چهارگوش بزرگى شديم . در آن حياط درخت‌هايى كاشته بودند و در وسط حوضى براى وضو قرار داشت . در ميان هركدام از چهار ديوارى كه حياط را دربرگرفته بود ، سردر بيضى شكل بزرگى به راهرويى در زير نيمه‌گنبد راه داشت . بعد از شبستان‌ها قسمت عمده‌ى صحن مسجد آغاز مىشد . سردرها تماما به نحو بسيار جالب و دل‌انگيزى كاشىكارى شده بودند و خود گنبدها نيز كه پوشيده از كاشىهاى فيروزه‌يى رنگ بودند زير آسمان شهر انعكاس مطبوع و آرامش‌بخشى داشتند . متأسفانه ما بيش از اين نتوانستيم از اين مسجد ديدن كنيم چون سروصدا و قرقر زاهد نمايان ناگهان بلند شد كه مبادا عبادتگاهشان با حضور غيرمجاز و ناپاك ما مورد بىحرمتى و آلودگى قرار گيرد . ازاين‌رو براى اينكه از يك درگيرى بىفايده جلوگيرى شود ، زود از آنجا خارج شديم . قزوينىها - كه با نژاد ترك « 1 » آميخته شده‌اند - از لحاظ مذهبى متعصب‌ترين مردم

--> ( 1 ) . از آنجا كه زبان محلى عده‌يى از قزوينىها مانند زبان كنونى مردم آذربايجان در طى اين چند قرن اخير تركى شده است ، نويسنده به اشتباه نژاد آنان را آميخته با نژاد ترك مىداند . البته قرن‌ها است كه در هيچ سرزمينى از دنياى متمدن ديگر نژاد خالص پيدا نمىشود و اگر هم پيدا شود داراى مزيت خاصى نيست . اما چون در روزگار ما كسانى كه سخنشان خالى از شيطنت و سوءنيت نيست ، در هر مقوله‌يى -